من و رها کن از این فکر تنهایی
هر کس از این دنیا چیزی برداشت..من از این دنیا دست برداشتم.. حضرت علی علیه السلام
به پایان آمد این دفتر ... حکایت همچنان باقیست ... راستی ... * * * من در این تاریکی ... فکر یک بره ی روشن هستم .. که بیاید علف خستگیم را بچرد ... گفتم: «بمان!» و نماندي! گفتم : « - بمان!» و نماندي! یغما گلرویی * * * می دونم این مطلب رو یه بار دیگه هم نوشته بودم .. مهم نیست .. الله اكبر .. الو !!! باز دوباره این دل آنتن نمی ده .. كسی صدای منو می شنوه ؟ اشكال نداره ! عادت كردم پشت خط حرف بزنم با اینكه صدایی بهم نمی رسه ! آهای فرشته ها صدای منو به آسمون برسونید !!! … جرعه ای از آسمان به من بدهید سخت دلتنگم از زمین و زمان ... می خوام اعتراف كنم ! كل قضیه اینه كه خسته بودم ، ترسیدم ، گم شدم ... الانم چند وقته اسیرم !! همه چیز از اینجا شروع شد : وقتی فهمیدم كه اِ نه بابا انگاری منم وجود دارم .. یه دفعه ، تا اومدم به خودم بیام دیدم هر چی نیرو توی وجودم هست همه با هم سر جنگ دارند ! یه چیزی می گفت: این كارو بكن ، یه چیز دیگه می گفت: به حرفش گوش ندیا !! یكی لذت می برد ، یكی عذاب می كشید نمیدونم این جنگ و دعوا چرا به من تحمیل شد ؟!! خسته شدم ... این قدر سر دو راهی ، نه اصلاً نمی دونم چند تا راه بود ، موندم كه دیگه به چیزی اعتماد نداشتم .. ترسیدم .. بی محتوا شدم و تكراری ... آدم بی محتوا هم دست به هر كار بی اساسی میزنه ! فقط به این فكر میكردم كه زندگی كنم ، مهم نبود چطور زندگی كنم ! هر سال از زندگی شده بود 365 بار تكرار یك روز ... با نون و پنیر و گوشت و ... همجوار شدم !! كفش و كلاهم گم می شد غم عالم روی سرم میریخت .. لذت می بردم ، ولی لذت دیدن سراب بود ... بلاخره رسیدم ولی به اینكه ،.. خب چی شد حالا؟! سر در گم شدم یعنی گم شدم ... ولی راه برگشت رو هم بلد نیستم ، اصلاً نمی دونم راه چیه كه بدونم گمراهم یا سر براه ؟!! فقط می دونم از وقتی خوردم زمین چسبیدم بهش .. دور و برم پر از آدمه ! حس می كنم سهم كوچكی از این زمین دارم ! همه چیز تنگ و تاریكه ... همش احساس خفگی می كنم ، همیشه تنهام ، واسه نجات خودم از تنهایی هم به همه چیز چنگ زدم ... حالا دیگه اسیر شدم ! اسیر دیوارهای زمان و مكان ، اسیر میل و هوس و كشش و خواهش .. صدای مادرم را می شنوم ! كه آسمان چشمانش بارانیست و بر سر سجاده برای من دعا می كند !! شنیدم بهشت زیر پای مادران است .. پس از سجاده مادر تا خدا راهی نیست !! قرآن را باز كردم .. بار ها این كار را كرده ام ، بار ها خوانده ام .. ولی یك بار نفهمیدم !! .... یخرج الحی من المیت .... ای خدا !!! دلی كه در سینه دارم دل نیست ! قلوه سنگه .. مرده و بی احساس و با هر لگدی به این طرف و اون طرف میره .. به این مرده هم حیاتی ببخش !! صدایی به گوشم می رسد ... مثل اینكه این دفعه صدایی از پشت خط میاد ..!!! سلام ... همیشه میگن سلام آغازی برای دیدار است ! * * * برگرفته از کلوب شهید باقری دقیقا همین ها رو میخواستم بگم .. اما نمیدونستم چه طوری ؟ ۴هنرمند ارزشمند : ۱) مجید انتظامی همیشه تحسین کردم ایشون رو به نظر من رو دست ایشون کسی نیست ... تا به امروز از تمام ساخته هاشون لذت بردم .. نمیشه از ۱ کار ایشون نام برد .. چون تمام ساخته های این استاد واقعا بی نظیره .. ۲) محمد مهدی گورنگی استاد خوب و ارزشمندم .. من همیشه تصور بدی از آهنگسازها داشتم .. اما وقتی استاد گورنگی رو شناختم دیدم نسبت به آهنگسازها عوض شد .. و فهمیدم که همیشه استثنایی هست .. تمام ساخته های استاد گورنگی پر از انرژین .. غلو نمی کنم .. واقعا تمام آهنگ های ایشون فوق العاده زیبا و فوق العاده پر انرژیه .. ایشون علاوه بر هنری که دارن شخصیت بی نظیری دارند که واقعا نمیشه توصیف کرد .. ۳) آریا عظیمی نژاد خانواده ی عظمیی نژاد رو از بچگی می شناختم .. به نظر من آریا عظیمی نژاد یک استثناست تو موسیقی ما .. همیشه آهنگهای متفاوتی ساخته .. و همین متفاوت بودنش رو دوست دارم .. کارهاش واقعا جذاب و شنیدنیه .. پشتکار و همت خوبی داشته و همین باعث شده که هر روز کارهای زیباتری از آریا ببینیم .. امیدوارم که این عزیزان همیشه سالم و شاد و موفق باشند ... * * * این هم به خاطر دوستان! خصوصا فاطمه ی عزیزم آقای پیام میرجعفری از آهنگسازهای برجسته ی کشورمون هستن .. ایشون چندین ساله که برای گروه ما آهنگ می سازند .. ( گروه هنری حنانه ) .. تنظیم یا ضبط خیلی از کارامون رو هم به عهده داشتند .. پیام میرجعفری انسانی هنرمند ..مودب .. متین .. و صبوره .. اینکه میگم صبور واقعا صبورن .. به خاطر اینه که ایشون از راه دوری برای آموزش سولفژ به ما از کارشون میگذشتن و پیش ما میومدن .. و ماهم اصلا کلاس و جدی نمیگرفتیم .. و ایشونو کلی اذیت می کردیم! به حدی که از دست ما فراری شدن و برای ادامه ی تحصیل به ارمنستان رفتن .. ! البته الان مدتیه که ایشون برگشتن و خوشحالیم که این قدر پیشرفت کردن .. هنوز هم به ایشون زحمت می دیم و برای جشنواره ها از ایشون کمک می گیریم .. ساخته ی آخرشون برای گروه ما به حدی زیباست که هر چقدرم گوش بدی از این آهنگ زیبا خسته نمیشی .. برای آقا پیام گل مبعث روزی است که پیامبر الهی برانگیخته شد تا بشر غرق در مادیت را با لذّتهای معنوی آخرت آشنا کند. وظایف او را به او یادآورد و به سرنوشتش آشنا سازد تا در سایه تقوا و خشیت نسبت به درگاه الهی، سعادت دنیا و آخرت رهاوردش باشد. * * * دیشب موقع برگشت آقا درویش رفت گازوئیل بزنه .. تو ماشین که نشسته بودیم .. یهو چشممون افتاد به یه جوونی که اون موقع شب با چه استرسی داشت وضو می گرفت .. با یه دبه ی آب .. و با یه حالت خاصی که معلوم بود به خاطر نخوندن نمازشه داشت دنبال جا میگشت .. بعد هم یه گوشه کارتونی پهن کرد و ایستاد به نماز خوندن .. لذت بردیم با دین این صحنه .. اون وقت من با این همه ادعام وقتی رسیدم خونه نمازم قضا شده بود .. متاسفم برای خودم ... خداياازيادمان مبرکه اصل زندگي آنسوي اين ديوارست تابراي اين نصف روزعمرمان راتباه نکنيم خدا رو شکر دیروز هر طور بود من هم با بچه ها در جشنواره طنین ایثار شرکت کردم .. حالا تا ببینیم نتایج چی میشه .. امیدوارم مثل عدالت و امید نباشه .. دیروز برای اولین بار با این لباسها اجرا کردیم .. تشکر ویژه از حسی که هممون سر از نگاه تنگی داشتیم .. این هم عکس پریروز که من تماشاچی بودم! راستی دوستانی که دیروز cd دریافت کردن .. به نوازنده ی ویلن و ویلن آلتو توجه کنند ! تقریبا هر روز کنسرت احسان خواجه امیری رو تو خونه می بینیم .. و تقریبا هر باری که می بینیم بیشتر پی به هنر و استعداد آقای مروستی می بریم .. البته خواهرم از طرفداران پروپاقرص ایشون هستن و این پست رو به درخواست خواهر عزیزم شاید ما هنرمند تو کشورمون زیاد داشته باشیم .. اما هنرمندی که توانایی های زیادی داشته باشه و از همه مهمتر اخلاق نیکو و رفتاری متین داشته باشه یه کم کمتر داریم ..! میثم مروستی متولد ۱۳۶۰ تهران ( به نظر من که خیلی بیشتر نشون میده ! ) فارغ التحصیل رشته ی موسیقی از دانشگاه تهران .. یکی از همون هنرمندای محبوب و متین و با استعداد کشورمون هست .. فعاليت هاي هنري § آغاز فراگيري مقدمات موسيقي ، پيانو و سازهاي ايراني تحت تعليمات علي مروستي ( پدر) ازسن 5 سالگي § آغاز فراگيري ويلن تحت تعليمات آقاي امير حسين زنديان از سن 12 سالگي § آغاز فعاليت ارکستري با حضوور در ارکستر سمفونيک پارس در سال 1373 § آغاز فراگيري ويولا تحت تعليمات آقاي والوديا تار خانيان در سن 17 سالگي § عضويت در ارکستر فرهنگسراي نياوران در سال 1378 همین الان شبکه ۳ داشت یه سری دانشجو رو نشون میداد . . . که داوطلبانه میرن روستاهای دورافتاده و محروم و . . . کلی کار براشون انجام میدن .. واقعا خوش به سعادتشون .. بهشون حسودیم شد ... دمشون گرم .. هیچی بدتر از این نیست که تو این گرما .. سرما بخوری ! اونم موقعی که پس فردا جشنوارست .. مسیر خونه رو به سرعت برق و باد طی می کنم تا مبادا یه آشنا ببینم مجبور شم با این صدای افتضاح باهاش حرف بزنم !! حتی تلفن رو هم دیگه جواب نمی دم ! تا میگم .. بله بفرمایید شخصی که پشت خطه یا میزنه زیر خنده یا میترسه قطع می کنه !! بچه ها بهم میگن : زشته مریض ! خلاصه اینکه مراقب خودتون باشید تا به سرنوشت من دچار نشید! تا مثل من طرد نشید!!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
من وپنجره و جمعه. . .![]()
دست در دست انتظار . . .![]()
پشت حوصله ي باغ بيدارنشسته ايم. . .![]()
تامبادا . . .![]()
روزي که ميايي . . .![]()
خواب به سراغ مان بيايد. . .![]()
راستي براي چندمين بار. . .![]()
شکوفه هاي بهار نارنج دلم . . .![]()
به شوق آمدنت . . .![]()
شکوفا شدند . . .![]()
و درخزان نيامدنت . . .![]()
برزمين ريختند . . .![]()
پس کي ميايي ؟![]()
![]()

![]()
شعبان ایستگاهی است در جاده انتظار . . .![]()
که سالکان وصالش را برای پیمودن و پیمان دلگرم می کند . . .![]()
و هرسال که قدم قلب به نيـمه شادمانی شعبـــان می رسد. . .![]()
از دور چراغهای امید به دیوارش چشم جان را روشن میکند . . .![]()
![]()

![]()
دوستان خوبم پیشاپیش این عید بزرگ رو به همتون تبریک می گم ..![]()
امیدوارم روز نیمه ی شعبان به تمام آرزوهای قشنگتون برسید ..![]()
همدیگرو خیلی دعا کنیم ..![]()
التماس دعا ..
![]()

![]()
رفتي،
بالاي بام آرزوهاي من نشستي و پايين نيامدي!
گفتم:
نردبان ترانه تنها سه پله دارد:
سکوت و
صعود و
سقوط!
تو صداي مرا نشنيدي
و من
هي بالا رفتم، هي افتادم!
هي بالا رفتم، هي افتادم...
تو مي دانستي که من از تنهايي و تاريکي مي ترسم،
ولي فتيله فانوس نگاهت را پايين کشيدي!
من بي چراغ دنبال دفترم گشتم،
بي چراغ قلمي پيدا کردم
و بي چراغ از تو نوشتم!
نوشتم، نوشتم...
حالا همسايه ها با صداي آواز هاي من گريه مي کنند!
دوستانم نام خود را در دفاترم پيدا مي کنند
و مي خندند!
عده اي سر بر کتابم مي گذارند و رؤيا مي بينند!
اما چه فايده؟
هيچکس از من نمي پرسد،
بعد از اين همه ترانه بي چراغ
چشمهايت به تاريکي عادت کرده اند؟
همه آمدند، خواندند، سر تکان دادند و رفتند!
حالا،
دوباره اين من و ُ
اين تاريکي و ُ
اين از پي کاغذ و قلم گشتن!
اما به راستي،
ستاره نياز و نوازش!
اگر خورشيد خيال تو
اينجا و در کنار اين دل بي درمان نمي ماند،
اين ترانه ها
در تنگناي تنهايي ام زاده مي شدند؟![]()




![]()
.. واقعا استاد بی چون و چرای موسیقی هستند .. 
![]()
![]()

![]()

![]()
![]()
!
۴) پیام میرجعفری![]()


هم آرزوی سلامتی و موفقیت رو داریم .. ![]()

عیدتون مبارک![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()

![]()



![]()
![]()
نوشتم ..![]()

امیدوارم هر جا هستن موفق باشن ..![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
..![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |

